خیلی وقته اینجا ننوشتم و چقد دلتنگش بودم
آرشیوم از چند تا ماه اخیر خالی شده و خاطره ای ثبت نشده
روزای آخر بهمن ماه رو میگذرونیم
الکی الکی داره عید میادا چقد زود میگذره آخه
دم عید و بازارای دست فروش،ماهی قرمزای کنارخیابون چقده حال خوب کن
هنوز کاری واسه خونه تکونی انجام ندادم کار مهمی هم ندارم به اونشکل
هنو مثلا تازه علوسم دیگه خخخ
دوهفته مونده به عید شرو میکنم بابا خخ
تعطیلاتی که گذشت بابا و مامان پیشم بودن و خیلی عالی بود
سعی کردم تو این دو روز هر غذا و خوراکی ای که
دوس دارن براشون آماده کنم بخصوص واسه داداش شکمو جانم
چند ساله که پایان سال میرم آزمایش واسه چکاپ
الآنم دکتر برام نوشته،از ترسم گفتم تاریخ نزنم یکم دیرتر برم
از آزمایش خون میترسم استرسی میشم شدید جوری که بعدش
گلاب به روتون تهوع میگیرم و حالم بهم میخوره
ان شالله بر این ترس غلبه کنم هفته آینده برم دیگه
وسطای اسفند هم عروسی دختر عمه همسر دعوتیم احتمالا
عید قبلی که موهامو لایت کرده بودم ولی امسال دیگه انجام نمیدم
ریشه موهام دراومده و هرکی میبینتم میگه رنگ موهات به این خوبی
قهوه ای روشنه،دیگ چکاریه الکی برم رنگ که موهام داغون شه
روز زن و مادر هم نزدیکه
با این اوضاع گرونی طلا دیگ نمیشه طرفش رفت ایشششش
ایشالا ایام به کام باشه و حال دل هممون خوب و خوش![]()
ما را در سایت 121 . دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 163