140 .

خرید بک لینک

صبح که همسر میخواست سرکار بره یه بارون شدیدی گرفت که نگو

از وقتی رفته دلم براش تنگ شده :(

امروز قراره همراه عمم اینا برم شهرمون تا جمعه

کاش بارون نمیومد دوس دارم روزای بارونی خونه خودمون باشم

هر دقیقه دم پنجرم میزانو شدت بارونو چک میکنم و ذوقی میشم

خخخ شنل قرمزی ست دیگرررر

همسر هم برگشت از سرکار میاد خونه خودمون ولی فردا میره خونه مادرشوهر

اگ جمعه واسه خونه سازی کارگر اینا نداشتیم میاد دنبالم وگرنه با عمم برمیگردم

لباسامو جمع کردم بلی خیلی دلم واسه بابا مامان داداشم تنگ شده

اینقد کیف میده هی بابام زنگ میزنه میگه دلم تنگ شده کی میای

ولی مامان همش میگه نمیدونم چرا دلم برات تنگ نمیشه

منکه میدونم دلش تنگ میشه ولی بروز نمیده تا من کمتر اذیت شم

خب بگذریم از موضوع دلتنگی

دو روز پیش ینی دوشنبه رفته بودم بیرون یسری کار بانکی داشتم

بعد همسرجان بهم زنگ زد که خانم واسه یکی از سایتام مشکل پیش اومد

واسه توام میخوام بلیط بگیرم همرام بیای بندرعباس

همسرگف کارم دوسه روزه تموم میشه و بعدم میریم دور دور و قشم اینا

حالا از من نه و نمیام و اصلا حرفشو نزن

بلی منه ترسو از هواپیما میترسم و دلیل مخالفتم همین بود

هیچی دیگه همسره ناناحت گف باشه پس با پیمانکار هماهنگ میکنم بره سر سایت

خلاصه که نرفتیم بخاطر همون هواپیما

حالا غروب که اومده خونه میگه خانم جان فرصت خوبی بودا چرا نیومدی

حالا منم ک یکم پشیمون شده بودم گفتم اینجور مواقع ازم نظرنپرس

بگو بلیط گرفتم ساعت فلان میخایم بریم که تو عمل انجام شده قراربگیرم

یکشنبه شب بله برون پسرعمه همسر دعوت بودیم

عروس خانم سید بود تا داخل مجلس متوجه شدم شرو کردم به دعا کردن

از حضرت فاطمه خواستم از ته ته قلبم به همون مراسم شادی قسمش دادم

که موقعیت ازدواجو واسه نزدیکترینام فراهم کنه

دلم شکسته بود فقط تو دلم زمزمه میکردم

ازش خواستم که اینبار ما صاحب مجلس شادی باشیم

دوست جانی هم که یه بار برام خصوصی زده بودی واسه مجردای شمام دعاکردم

یهویی یاد تو و حرفی که زده بودی بهم افتادم

برای حاجت روایی هممون دعا میکنم

عـآشقانه ای از شنل قـرمـزی |چهارشنبه بیستم دی ۱۳۹۶|

121 ....

ما را در سایت 121 . دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 154 تاريخ: چهارشنبه 20 دی 1396 ساعت: 19:15

صفحه بندی